به نام خدا، به یاد خدا، برای خدا، ان‌شاءالله.
سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۹

زندگینامه

محمد حسین حسینی یکتا متولد ۱۳۴۶/۹/۶ در قم است.

دهه اول عمر وی از سال ۴۶ تا ۵۶ به کودکی و در قم و کوچه پس کوچه‌های خاکفرج  و خیابان چهار مردان گذشت. دنیای کودکی و بازی‌هایش همسایه دیوار به دیوار بانو و حرم پر از مهربانی‌اش بود. با همبازی‌هایش از مغازه پدر تا میدان آستانه و از بازارچه شیخان تا آخر گذرخان مسابقه می‌داد و روزی چند بار این کودکانه‌ها را مشق می‌کرد.

آغاز دهه دوم عمرش در سال ۵۶ با روزهای انقلاب رنگ هیجان به خود گرفت و پایش را به انجمن اسلامی مسجد صاحب الزمان محله خاکفرج باز کرد. شد رفیق گرمابه و گلستان جعفر، پسر آیت الله احمدی میانجی. دهه‌ای که با انقلاب شروع شود اگر با جنگ و جبهه تمام شود خیلی عجیب نیست. پسربچه‌ای که عاشق صحنه انفجار کوکتولمولوتوف بود چند سال بعد اسلحه به دوش مقابل دشمن بعثی ایستاد و در عملیات‌های والفجر ۳ و ۴، بدر، والفجر ۸ ، کربلای ۱ و ۴ و ۵ و نبرد دریا، شاهد یک شبه مرد شدن خودش و همبازی‌های دوران کودکی‌اش بود و سخت‌تر از آن شاهد پروازشان.

دهه سوم از سال ۶۶ تا ۷۶ با تلخی قطعنامه شروع شد. پایان دهه سوم با رحلت امام از آغازش تلخ‌تر بود. روزهای خداحافظی از جبهه و بازگشت به زندگی شهری. دوباره هم گام پدر به مغازه رفتن و کمک کردن. ورود به مدرسه علمیه معصومیه و چشیدن طعم طلبگی. راه اندازی گردان حضرت معصومه با همرزمانش در مدرسه. شروع فعالیت‌های فرهنگی و سفر به بعضی از کشورهای منطقه جهت ارتباط‌گیری با دیگر مسلمانان.

دهه چهارم از سال ۷۶ تا ۸۶ روزهای حضور در دانشگاه‌ها و روایتگری از روزهای جنگ و آغاز راه پر نورِ راهیان نور. راه‌اندازی موسسه طلایه داران نور و مجموعه‌های تابع، همچون ستاد راهیان نور شهید صیاد و شهید نادر مهدوی و شهید آوینی. سازماندهی خادمین در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس. راه‌اندازی و دبیری ستاد مرکزی راهیان نور کل کشور.

و اما دهه پنجم  از سال ۸۶ تا ۹۶ گذراندن روزهای پر التهاب فتنه ۸۸ و راه‌اندازی جبهه فرهنگی انقلاب تحت عنوان بنیاد فرهنگی خاتم الاوصیا و کمک در شکل‌گیری سازمان اوج و سراج و شبکه تلویزیونی افق. راه اندازی بنیاد کرامت امام رضا (علیه آلاف تحیه و الثناء) در آستان قدس رضوی. در نهایت راه‌اندازی جمعیت امام رضایی‌ها جهت محرومیت‌زادیی، هدایت کمک‌های خیرین و یاری‌رسانی به آسیب دیدگان حوادث طبیعی مثل زلزله و سیل.

به پایان آمد این دفتر                    حکایت همچنان باقی است…..

  • بارکد

نظرات ۶

  1. UnknownE says:

    جانم فدای سردارم سپهبدم شهید همیشه زندم پدر دومم حاج قاسم سلیمانی عزیزتر از جانم و جانم فدای حاج حسین یکتای عزیزتر از جانم امیدوارم عمری سرشار از سلامتی و شادی داشته باشید آقای عشق منتظر فرمانیم شما امر بفرمایید آقای مهربانی ها

  2. ص says:

    زنده باشن انشالله این نسل پر برکت و دلسوز میهن انشالله روح حاج قاسم در ایشان متبلور شده و ایران و جوانانش را بیمه و دست فتنه‌گران داخلی و خارجی را کوتاه کند.

  3. هومن says:

    لبیک یا اقا حضرت امام خامنه‌ای

  4. شاهین says:

    خیلی برام عجیبه من فکر میکردم سن شون بیشتر باشه…مخصوصا که زمان آغاز جنگ با این حساب دوازده سیزده ساله بودن، حالا چه سالی رفتن رو نمیدونم ..خدا بهشون سلامتی بده و عمر با عزت

  5. امیدعلی says:

    صفا و صمیمیت همراه با اخلاص از صورتش از سیرتش نمایان است .امیدوارم همه تریبون به دستها همین طوری باشند

  6. مهدیار says:

    شما شهید زنده اید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

25 + = 31

روایتگری‌پیشنهادی

جدیدترین مطالب